بازیهای جهان باز عناوینی هستند که از اواخر نسل ششم شروع به کسب طرفدار کرده و در نسل هفتم و هشتم به اوج محبوبیت رسیدند. این بازیها با ارائه آزادی عمل بالا در جستوجوی محیط به همراه گیمپلی طولانی، یکی از سرگرمکنندهترین زیرشاخههای بازیهای ویدئویی را تشکیل دادهاند.
توجه داشته باشید که ترتیب بازیهای قرار داده شده در این لیست، نشان دهنده برتری و اولویت یک بازی بر دیگری نیست.
Fallout 4

اگر طرفدار بازیهای نقشآفرینی هستید، امکان ندارد که با شرکت بتسدا گیم استودیوز (Bethesda Game Studios) آشنایی نداشته باشید.
شاید از خود بپرسید چرا بهجای نسخه چهارم، از نسخه سوم و New Vegas نام برده نشد؟ مشخصا اگر به کیفیت و تاثیرگذاری باشد، قطعا جای دادن نسخه سوم در اولویت قرار دارد، اما مقاله ما میخواهد مدرنترین بازیهای باکیفیت جهانباز را به شما معرفی کند. شاید Fallout 3 و Fallout New Vegas در زمان خود تاثیرگذار به حساب آمده و کیفیتی مثالزدنی داشتند، اما به بسیاری از مکانیکهای آنها هماکنون منقضی شده است. اگر با این سری آشنایی ندارید و نسخهای را تجربه نکردید، هیچ شروعی بهتر از Fallout 4 وجود ندارد.
لازم است بدانید که هیچکدام از نسخههای این سری، دنباله داستانی و مستقیم یکدیگر نیستند و همهی آنها خط داستانی منحصر به فرد خود را دارند. بنابراین برای تجربه نسخه چهارم، نیازی نیست حتما Falloutهای قدیمی را بازی کرده باشید. بازی Fallout 4 در نوامبر سال 2015 به بازار عرضه گردید. با اینکه خیلیها امروزه از این بازی به عنوان اثری ضعیف و فاقد ارزش یاد میکنند، اما Fallout 4 با تمام حاشیههایش، کماکان یکی از بهترین بازیهای نقشآفرینی غربی در نسل هشتم است.
نسخه چهارم سری Fallout از نظر بازخورد منتقدین و نمره متا، ضعیفتر از بازی سوم و بهتر از Fallout New Vegas عمل کرد. این اثر نهایتا با کسب متای 87، موفقیت دیگری را برای بتسدا به همراه آورد؛ اما چه دلیلی دارد که این عنوان گاها توسط بازیکنان مورد تنفر قرار میگیرد؟ تاد هاوارد (Todd Howard)، کارگردان بازی Fallout 4، در زمان معرفی و بازاریابی بازی، وعده و وعیدهای زیادی را به طرفداران داد. بازی نهایی ابدا با تبلیغاتهای قبل از آن مطابقت نداشت و نه تنها یک اثر انقلابی نبود، بلکه نتوانست پیشرفت عظیمی را نسبت به نسخههای قبلی به نمایش بگذارد. با همهی این تفاسیر، باز هم کسی نمیتواند خوب بودن Fallout 4 را کتمان کند.
این بازی در کنار آزادی عمل وحشتناکی که سری به آن معروف است، داستانی نسبتا مهیج، مبارزات مدرنیزه شده و گیمپلی به شدت سرگرمکنندهای را به مخاطب ارائه میکند. هرچند کماکان میتوان به گرافیک بصری و فنی بازی و انیمیشنهای آن خرده گرفت، اما لذت واقعی از Fallout 4 در جهان آن نهفته است. سرزمین و موجودات خطرناک که تحت تاثیر بمبهای هستهای قرار گرفتهاند، آیتمهای مخفی و کارآمد که در سرتاسر جهان بازی پخش شدهاند و دشمنهایی که به خون شما تشنه هستند، همگی بخشی از هویت این جهان به شمار میآیند.
خلاصه کلام، اگر تا به امروز Fallout 4 را تجربه نکردهاید، لحظهای درنگ نکنید. این اثر آنقدر محتوا و دیالوگ دارد که میتواند تا ماهها شما را سرگرم کند. البته از آنجا که Fallout همیشه عنوانی سلیقهای بوده است، حتما قبل از خرید یا دانلود آن، چند ساعت گیمپلی تماشا کنید. مشخصا اگر طرفدار بازیهای نقشآفرینی غربی باشید، Fallout 4 میتواند نیاز شما را به خوبی تامین کند. این بازی روی کنسولهای جدید پلی استیشن، ایکس باکس و رایانههای شخصی در دسترس است.
The Legend of Zelda: Breath of the Wild

افسانه زلدا (Zelda) نه تنها از قدیمیهای این لیست است، بلکه یکی از باثباتترینهای این لیست نیز به شمار میرود. کمتر فرنچایزی پیدا میشود که بتواند در طول سه نسل کیفیت بالای خود را حفظ کرده و کماکان به افتخارآفرینی ادامه دهد. نینتندو با زلدا بارها اینکار را انجام داده است.
داستان بازی از آنجا آغاز میشود که لینک (Link)، پروتاگونیست اصلی سری، پس از خوابی صد ساله، در معبد رستاخیز بدون آنکه چیزی به خاطر بیاورد، به هوش میآید و ماجراجویی جدیدی را پیش روی خود میبیند. او به دنبال خروج از معبد رستاخیز، پیرمردی را میبیند که به راهنمای وی تبدیل میشود. ماموریت لینک این است که شاهزاده زلدا و هایرول را از اسیری آزاد کند. هرچند داستان هیچوقت در اولویت بازیهای نینتندو نبوده، اما زلدای 2017 داستانی شنیدنی و سرگرمکننده را برای مخاطب آماده کرده است.
همین داستانسرایی خوب باعث میشود که هیچوقت هدف خود را در جریان ماجراجویی از یاد نبرید. جهان بازی دارای چهار منطقه اصلی است که هر کدام توسط یک موجود افسانهای محافظت میشوند. در طول بازی این مکانها تحت سلطه فرمانروای خبیث بازی هستند. پس از اینکه بازیکن هر کدام از این Divine beastها را فتح کند، یک گوی جادویی توسط فرمانروای آن منطقه به بازیکن داده میشود که دارای قابلیتهای خاص و منحصر به فرد است.
جزئیات در جهان این بازی به قدری بالا است که خود مقالهای 3000 کلمهای میطلبد؛ با این حال، میتوان The Legend of Zelda Breath of the Wild را در دو کلمه توصیف کرد: سرگرمی خالص. اگر آخرین کنسول نینتندو را دارید، تجربه این بازی برای شما الزامی است؛ اما اگر نینتندو ندارید، بدانید که این بازی به تنهایی ارزش خرید آن را دارد. بازی مذکور به قدری موفق بود که توانست جایزه بازی سال 2017 را با کنار زدن Mario Odyssey و Horizon Zero Dawn از آن خود کند. دنباله Breath of The Wild هماکنون توسط نینتندو در دست ساخت قرار دارد که در بهار 2023 منتشر خواهد شد.
Red Dead Redemption 2

کلا نمیشود لیستی از بازیهای جهان باز تهیه کرد و بازی Red Dead Redemption 2 را در آن قرار نداد. عنوان ذکر شده در سال 2018 توسط یکی از معروفترین شرکتهای بازیسازی جهان، یعنی راکستار گیمز (Rockstar Games)، منتشر شد. تقریباً 5 سال از انتشار آخرین بازی راکستار میگذشت و هواداران بیصبرانه برای بازی بعدی این شرکت روزشماری میکردند. مطابق پیشبینیها، این ابرشرکت آمریکایی دنبالهی Red Dead Redemption را معرفی کرد. Red Dead Redemption 2 مثال بارز عنوانی است که میتوانید صدها ساعت در جهان زیبا و پرجزئیات آن غرق شوید.
برخلاف بازیهای GTA که عناوینی مبتنی بر گیمپلی هستند، Red Deadها همواره بر ارائه داستانی شنیدنی و خاص تمرکز داشتند. داستان Red Dead Redemption 2 یکی از بهترین قصههایی است که میتوانید در صنعت گیم بشنوید و جدای از اینها، اسبسواری در جهان بازی، شلیک و تیراندازی به مغز دشمنها و شکار حیوانات اهلی و وحشی، چیزی است که ابدا نمیتوانید از آن لذت نبرید. این بازی دارای هویتی است که هویت بازیهای جهانباز را شکل میدهد.
داستان بازی، ماجرای پر فراز و نشیب آرتور مورگان و باند خلافکاریاش را تعریف میکند. وقایع این بازی قبل از اتفاقات نسخه اول رخ میدهد، یعنی نگرانیای بابت عدم تجربهی اولین Red Dead Redemption را نداشته باشید. به عبارتی، دومین نسخه این بازی یک پیشدرآمد یا Prequel برای نسخه اول است. اگر بخواهم وارد مبحث گرافیک شوم، Red Dead Redemption 2 مانند لودر اکثر بازیهای دیگر این لیست را از منظر جزئیات زیر میکند! این بازی تابلوی نقاشی، اصل هنر و طبیعت زیبایی است که زیباترین محصول راکستار را پدید میآورد.
راکستار به قدری در جزئیات این بازی حساسیت و دقت به خرج داده که ممکن است تعداد زیادی از آنها را حتی در طول تجربه خود متوجه نشده باشید. دنیای Red Dead Redemption 2 بدون شک یکی از بهترین و پویاترین جهانهای خلقشده در بازیهای جهانباز است. از اتفاقات و وقایع تصادفی که ممکن است در هر لحظه و هر نقطهی بازی رخ دهند بگیرید، تا هوش مصنوعی دشمنان، حیوانات و حتی سیستم آبوهوای زیبا و منحصر به فرد.
با اینکه Red Dead Redemption 2 یک بازی نقشآفرینی کامل نیست، با این حال آزادی عملی زیادی در نحوه بازی کردن شما وجود دارد. همین مهم ارزش تکرار بازی را چند برابر میکند. بازی ذکر شده روی کنسولهای پلی استیشن، ایکس باکس و رایانههای شخصی در دسترس است. حتی اگر این بازی را یک بار تجربه کردید، Red Dead Redemption 2 ارزش تجربهی دوباره را دارد.
Elden Ring

جدیدترین بازی این لیست، آخرین محصول میازاکی (Miyazaki) و فرامسافتور (From Software)، یعنی Elden Ring است. این بازی نه تنها بازیهای سولزلایک را در چندین درجه با تحول و انقلاب همراه کرد، بلکه نقطه عطفی در بازیهای جهانباز نیز به شمار میرود. Elden Ring کتابچهای از تمام دانش و تجربهایست که میازاکی و آر. آر مارتین (R. R Martin) در طول زندگی خود کسب کردهاند. Elden Ring همان چیزی است که یک Dark Souls جهان باز به آن شباهت دارد، با این تفاوت که بهترین خروجیای است که میشد در چنین فرمولی ارائه داد.
بازی در سرزمین نفرین شدهای به نام Lands Between جریان دارد، جهانی که با اسرار و خطرات تاریکش، وسعت دیوانهکننده و چالشهای بزرگش، میتواند ساعتها شما را در خود غرق کند. بازیکن در نقش یک Tarnished تبعید شده به جهان Lands Between فراخوانده میشود تا تمامی لردها را از بین ببرد؛ این ماموریت اصلی شما در تمام بازی خواهد بود. داستان بازی به قدری مرموز و شنیدنی است که ملزم به کشف محیطهای و اسرارهای جدید است، همین باعث میشود که اکتشاف و جستجو در بازی دارای ارزش خاصی شود.
در بازیهای میازاکی جهان و داستانسرایی، همواره ارتباط تنگاتنگی با یکدیگر داشتند؛ Elden Ring نیز از این قضیه مستثنی نیست. از آنجا که جهان بازی از تمام ساختههای قبلی فرامسافتور بزرگتر است، پس انگیزه مضاعف و بیشتری را برای اکتشاف و کشف داستانهای جدید میطلبد. اما مهمترین جزء در تمام بازیهای سولزلایک، در بخش گیمپلی خلاصه میشود. Elden Ring به قدری در گیمپلی سرگرمکننده است که میتوانید ساعتها مشغول بازی شده و ذرهای احساس تکرار و خستگی نکنید. قابلیتهای مخفیکاری و پریدن که اولین بار در Sekiro از آنها استفاده شده بود، در Elden Ring تبدیل به معجونی کارآمد شده است.
به لطف ویژگی پریدن، عملا میتوانید به هر نقطهای که میخواهید بروید و رازهای پنهان آن منطقه را کشف کنید. حتی برای کسانی که بازیهای سخت اینچنینی را تا امروز تجربه نکردهاند، Elden Ring میتواند بهترین شروع باشد. این بازی که محصول سال 2022 به شمار میرود، هماکنون برای کنسولهای ایکس باکس و پلی استیشن و رایانههای شخصی در دسترس است.
Marvel’s Spider-Man

وقتی صحبت از بازیهای ابرقهرمانی به میان میآید، نام دو شرکت در این بخش میدرخشد. اولی راکاستدی (Rocksteady) است که عملا پدر بازیهای ابرقهرمانی مدرن به حساب میآید و دومی اینسامنیاک گیمز (Insomniac Games) است. شخصا به بازیهای راکاستدی ارادت بیشتری دارم و از تجربه آنها لذت بیشتری بردم، اما احساس میکنم حضور محصول اینسامنیاک در این لیست، از اولویت بالاتری برخوردار است. بازی Marvel’s Spider-Man در سال 2018 به صورت انحصاری برای پلی استیشن 4 عرضه شد و از آن تاریخ تا به امروز، برای هیچ پلتفرمی جز پلتفرم سونی عرضه نشده است. این بازی ابرقهرمانی از محبوبترین شخصیت مارول را میتوان بهترین بازی این شخصیت در صنعت گیم خطاب کرد.
با استفاده درست از فرمولهای مخفیکاری و اکشن استفاده شده در سری Batman Arkham، اینسامنیاک موفق به ارائه پکیجی شد که به شدت سرگرمکننده و لذتبخش است. Marvel’s Spider-Man نیویورکی مدرن، زیبا و واقعگرایانه را ارائه میکند که گشتوگذار در آن به قدری لذتبخش است که میخواهید ساعتها در خیابانهای آن تاب بخورید و هیجان را روبهروی نمایشگر خود احساس کنید. داستان بازی، روایت جدیدی از پیتر پارکر را به نمایش میگذارد که قصد دارد با جرم و جنایت مبارزه کند، اما اتفاقات غیرمنتظرهای در این راه انتظارش را میکشد.
مهمترین چیزی که Marvel’s Spider-Man را از بازیهای قبلی این ابرقهرمان متمایز میکند، گیمپلی روان و مناسب آن است. رابط کاربری به بهترین شکل ممکن طراحی شده است، چرا که مبارزه کردن، تار زدن و تاب خوردن به روانترین شکل ممکن توسط بازیکن انجام میشود. اگر دوست دارید نقش یک قهرمان به بازی بپردازید و قهرمان بودن را لمس کنید، تجربه Marvel’s Spider-Man را از دست ندهید.
Ghost of Tsushima

شبح سوشیما از جمله بازیهایی است که میتوان تجربه آن را فارغ از علایق و سلایق، به همه گیمرها پیشنهاد کرد. بعد از Sekiro که المانهای فانتزی و تخیلی به شدت در آن احساس میشد، حسرت یک بازی سامورایی جهانباز و باکیفیت از جمله چیزهایی بود که در دل همه گیمرها وجود داشت. خوشبختانه سونی به داد ما رسید و با ارائه پروژه به ساکرپانچ (Sukerpunch)، به این حسرت طولانی مدت خاتمه داد. میتوان Ghost of Tsushima را یک Assassin’s Creed ایمرسیو سیم خطاب کرد. عنوانی که به طرز دیوانهواری به بازیکن برای از بین بردن دشمنان آزادی عمل میدهد.
شما میتوانید با دو نوع تیر و کمان اعم از کوچک و بزرگ، به دشمنان تیراندازی کنید. هر کدام از این تیر و کمانها دو یا سه تیر مخصوص دارند؛ تیر آتشین و تیر انفجاری از جمله این تیرها هستند. در کنار اینها شما میتوانید با شمشیر و چهار کلاس مبارزهای مختلف که هرکدام مخصوص به یک نوع از دشمنها هستند، به مبارزه بپردازید. میتوانید شمشیر خود را شعلهور کرده و انواع و اقسام کمبوها را روی مغولها اجرا کنید. تنوع مبارزات هنوز تمام نشده! در کنار تمام موارد ذکر شده، امکان مسموم کردن دشمنان با زهرهای مختلف وجود دارد. به عنوان مثال یکی از این زهرها، دشمنها را در مقابل یکدیگر قرار میدهد تا با هم مبارزه کنند.
همین آزادی عمل و گیمپلی متنوع است که میتواند ارزش تکرار یک بازی را بالا ببرد. جهان جزیره سوشیما با جرئت یکی از زیباترین جهانهای بازیهای ده سال اخیر است. جهانی که در سه منطقه مختلف جریان دارد و هرنقطه رنگبندی، طبیعت و آبوهوای منحصر به فرد خود را دارد. علاوه بر اینها، جهان بازی به شدت پویا است و حس زندگی خاصی را به بازیکن منتقل میکند.
داستان بازی سرگذشت یک سامورایی به نام جین ساکای را دنبال میکند که در کنار مبارزه با مغولها، با دوگانگی طبعیت و پشت کردن به کد خود دست و پنجه نرم میکند. Ghost of Tsushima آنقدر زیبا و سرگرمکننده که باید توسط همه تجربه شود.
GTA V

با اینکه احتمالا تمام شما بازی GTA V را حداقل یکبار تجربه کردید، اما قرار ندادن آن در این لیست ظلم بزرگی به شمار میرود. درست است که راکستار به دلیل فروش وحشتناک GTA V، ساخت و عرضهی نسخه جدید را با تاخیر بزرگی مواجه کرده است، اما کسی نمیتواند از شاهکار بودن GTA V چشمپوشی کند. بعد از انتشار این اثر بازیهای زیادی سعی کردند از فرمول آن الگوبرداری کنند، اما هیچکس نمیتواند بهجز راکستار اثر جهانباز و مدرنی به این خوبی جمعآوری کند.
بازی GTA V مانند نسخههای قبلی، خط داستانی چندین خلافکار زیرزمینی را دنبال میکند که از هیچ خلافی چشمپوشی نمیکنند. از همان مقدمه و ماموریت اول بازی که به سرقت بانک میپردازید، میتوانستیم متوجه شویم که با چه عنوان بزرگ و جاهطلبانهای روبرو هستیم. به لطف پیشرفت سختافزاری، راکستار بالاخره توانست امکان بازی کردن با سه شخصیت به طور همزمان را فراهم کند. به لطف این تغییر بزرگ، طراحی گیمپلی بازی با تغییرات بزرگی همراه شد که موقتا راکستار را از مشکل تکرار مراحلش نجات داد.
با اینکه گیمپلی بازی برخلاف GTA IV، سعی داشت تعادل مناسبی بین آرکید بودن و فیزیک واقعگرایانه ایجاد کند، تجربهی GTA V کماکان حس شبیهسازی خوبی را به مخاطب القا میکرد؛ گویا بازیکن واقعا در شهر لوسسانتوس در حال رانندگی است. GTA V انعکاسی از اوج جاهطلبی در طراحی یک بازی است؛ جاهطلبیای که بهترین شکل ممکن جواب داد. بازی به قدری موفق بود که علاوه بر متای 95، تبدیل به پرفروشترین بازی تاریخ تیک-تو (Take-Two) شد. علاوه بر این، از GTA V به عنوان یکی از پرفروشترین بازیهای تاریخ نیز یاد میشود.
اگر یک درصد این بازی را تجربه نکردهاید، فرصت خوبی است که به سراغش بروید. راکستار اخیرا بهروزرسانی نسل نهمی بازی را منتشر کرد که تغییرات مثبتی را در کیفیت بصری و جزئیات بازی ایجاد کرده است. این بازی هماکنون با تخفیف خوبی در دسترس است و میتوانید اقدام به خرید آن کنید.
The Witcher 3: Wild Hunt

بیاید به گذشته برگردیم و Cyberpunk 2077 را فراموش کنیم. برگردیم به زمانی که سیدیپراجکت (CD Project) با The Witcher 3: Wild Hunt جهان گیمینگ را تغییر داد. عنوانی که المانهای نقشآفرینی آن فوقالعاده است، فانتزی زیبایی دارد و مهمتر از همه اینها، تجربهای سرگرمکننده است. اولین نسخه جهانباز سری The Witcher، بهترین نسخه این سری نیز به شمار میرود. سازندگان نه تنها با این بازی سری را هزاران درجه پیشرفت دادند، بلکه هنر بازیسازی را نیز وارد پلهی دیگری کردند. The Witcher 3 محصول دیگری است که باید به همه گیمرها پیشنهاد کرد، اثری که باید در کارنامه هر گیمری وجود داشته باشد.
این بازی با متای 94، بازی سال 2015 به میآید. The Witcher 3 در سالی که Fallout 4 و Blooborne عرضه شدند، توانست جوایز را درو کند و در آن زمان، تبدیل به پرافتخارترین بازی تاریخ در زمینه تعداد جوایز بهترین بازی سال شود. گیمپلی The Witcher 3 فوقالعاده است، آنقدر فوقالعاده که صدها ساعت برای لذت کافی از آن کم است. یکی از چیزهایی که این بازی را به جهانبازی با ارزش تبدیل میکند، مراحل فرعی آن است. حتما شنیدهاید که میگویند، مراحل فرعی The Witcher 3 حتی از مراحل اصلی آن بهتر هستند. همین مهم باعث میشود که لذت بردن از The Witcher 3 تنها منحصر به مراحل اصلی نباشد.
خروجی نهایی، اثری است که در تک تک محتوایی که ارائه میکند، ارزشمند و سرگرمکننده است. وقتی نسخه نسل نهم بازی منتشر شد، زمان مناسبی است که دوباره وارد جهان پر رمز و راز The Witcher شویم.